Lilypie Kids birthday PicLilypie Kids birthday Ticker
آی تی، اینترنت، روزنوشت و گاهی تخصصی
2003/11/28 - i

شب قبل و روز اول غرفه وبلاگ نويسان

پنج شنبه بعد ازظهر , ساعت 5 و نيم , با نيما و سامان رفتيم سالن ميلاد که غرفه 150 متري وبلاگ نويسان رو تحويل بگيريم. جاتون خالي که قيافه بهت زده ما رو بعد از ديدن اينکه هيچ کاري انجام نشده ببينيد. اگر بخوام از اتفاقات اون شب و پي گيريهائي که کرديم تا غرفه از يه سالن تک ديواره  که بيشتر شبيه يه راهرو بي معني تو وسط سالن ميشد , تبديل بشه به يه غرفه آبرومند که امروز ميزبان شما دوستان بوديم , يه طومار بايد بنويسم. فقط بگم که بچه ها رو با تلفن  , به ياري طلبيديم و تا ساعت 4 صبح به کارها سر و سامون دادن . جدا دست اين برو بچ درد نکنه که اگر نبودن چي ميشد؟ البته از کمکها و حمايت خانم دکتر اسلامي رئيس جشنواره هم واقعا تشکر ميکنم .

امروز هم که روز اول جشنواره بود استقبال خوبي از غرفه شد و اصلا ميشه گفت که غرفه  گل سر سبد جشنواره بود و بيشترين ويزيتور رو به خود جلب کرده بود.  البته بخاطر يه سري مسائل از جمله نداشتن داوطلب براي ارائه مقاله در اين روز و جور نشدن سيستم صوتي , برنامه هاي غرفه فقط به ديد و بازديد و تجمعات و قرار هاي وبلاگي اختصاص داشت. انشا الله از فردا ديگه يه مقدار سعي ميکنيم که بخش ارائه غرفه را فعالتر دنبال کنيم . ضمنا آقاي مهندسي سلجوقي که يکي از معاونين سازمان برنامه و بودجه هستش و در مراسم افتتاحيه سخنراني کرد , از غرفه وبلاگ نويسان هم ديدن کرد و يه صحبت چند دقيقه اي با هم داشتيم که من نهايت سعي خودم رو کردم که اهميت حضور جامعه وبلاگ نويسان رو در اينترنت فارسي براشون بگم و همچنين به بي مهري هائي که به اين توليد کنندگان بزرگ محتوي فارسي در اينترنت در اين چند وقت اخير شده اشاره کردم. ايشان هم به يه سري برنامه ها و بودجه هائي که قراره در امر کمک به توسعه وبلاگ نوشتن در ايران بشه اشاره کرد و از يه نشستي هم که قراره در اين باره برگزار بشه خبر داد که من راستش نفهميدم که قراره از چه کساني براي حضور در اين نشست دعوت بشه . از وبلاگ نويسان يا از سايتهاي ارائه دهنده وبلاگ و يا از يک سري افراد تصميم گيرنده و يا .... ؟ راستش نفهميدم. اما يه خبر هائي هست و ميشه گفت که وبلاگ براي مسئولين ناشناخته که نيست هيچي , کلي وقت مسئولين ذيربط رو در جلسات به خود اختصاص داده. اميدوارم هر چي بشه به نفع جامعه وبلاگ نويسان باشه. خوب فقط آخرش يه سري تشکر و گله باقي ميمونه که اگر نگم نميشه .

تشکر : از بچه هائي که به طور خالصانه و از جان و دل براي اداره و هماهنگي کارهاي غرفه از پنج شنبه ( که يه سري از اين دوستان تا ساعت 4 صبح تو سالن ميلاد بودن ) و همچنين امروز , نهايت تشکر رو دارم و خسته نباشيد ميگم. همچنين از مسئولين دفتر جشنواره , خانم دکتر اسلامي و آقاي مدير روستا که اين فضا رو در اختيار برنامه وبلاگ نويسان گذاشتن تشکر ويژه دارم.

گله : خوب من زياد اهل گله و شکايت نيستم و در بسياري مواقع هم اصلا از برخورد يه عده ناراحت نميشم. اما راستش دلم نمياد که اين گله و دلخوري رو بيان نکنم. چون نه تنها به خود من و زحمات اين چند وقت براي هماهنگي ها و مسئوليتهاي غرفه کشيدم کم لطفي شده , بلکه به تلاش خالصانه حدودا 30 نفر از وبلاگ نويسان که بدون هيچ چشم داشتي براي فراهم کردن اين امکان براي وبلاگ نويسان ( ولو فقط يه مکان براي ديد و بازديد ) در جشنواره تلاش کردن بي مهري شده. فقط اين رو بگم که آقايون IproDEV اصلا انتظار اين کم لطفي رو نداشتم که اين غرفه رو در پيت خطاب کنيد . شما اصلا ميدونيد گرفتن يه فضاي 150 متر مربعي و به قيمت حدودي 8 ميليون تومان به صورت کاملا رايگان از دفتر جشنواره اي که حتي اگر آنرا بسيار نا موفق بدانيم اما از يک قران خود به راحتي نميگذرد يعني چه؟ حتي اگر تا روز آخر هم فقط به گفته شما غرفه يه سري صندلي و يک سرويس دادن قهوه از کافه بلاگ باشد , بازهم ما به هدف خودمون رسيده ايم. براي اينکه هدف اصلي ما شناساندن نام وبلاگ است و آن هم فقط با داشتن همين فضا و حتي بدون داشتن ارائه مقالات هم محقق ميشود ولي اگر خدا بخواهد در روزهاي آتي مقالات و سخنرانيهاي مفيد هم خواهيم داشت. اينکه توصيه به نرفتن به جشنواره هم ميکنيد که ديگه آخرشه و نميدونم چي اسمش رو بزارم. در آخر هم , در جشنواره هاي بعدي و برنامه هاي آتي , گر تو بهتر ميزني , بستان بزن.
حامد خان بنائي , شما هم که کلي برات توضيح دادم که چرا با اينکه قرار نبود تبليغي تو غرفه بشه , حالا يه سري پوستر تو غرفه ديده ميشه. تو ديگه چرا پسر خوب تو اين فضاي بعضا آلوده وبلاگستان , ما رو ميبري زير سئوال. !!! :--(

بگذريم , يه هدفي از اين کار داشتم و آنرا به يه سري از دوستان انتقال دادم و يه تيم 30 نفره براي رسيدن به اين هدف تشکيل شد که الان ديگه هدف من به هدف ما تبديل شده. هدف ما , شنا ساندن پديده وبلاگ و شناساندن وبلاگ نويسان به جامعه فعالان وب ايران است . ميدونم که به هدفمون ميرسيم.

توضيح : عکس مربوط به صحبت من با آقاي مهندسي سلجوقي هستش . تو عکس خانم دکتر اسلامي رئيس دفتر جشنواره هم ديده ميشه . عکس رو امير احساني گرفته.

نوشته شده در ساعت 23:56 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2003/11/27 - i

غرفه وبلاگرها در مربعي 10 در 10

ديشب , دومين جلسه تيم اجرائي غرفه وبلاگرها در کافه بلاگ برگزار شد. حدودا 20 تا از دوستان زحمت کشيدن و اومدن و تقريبا کارها و تصميمات نهائي شد . ضمنا يه عکس هم امير تو عکس بلاگ از پشت در موندن ما ( بعد از کلي هماهنگي با برو بچ کافه بلاگ ) گرفته . البته چون جلسه رو مي خواستيم قبل از افطار شروع کنيم اين طور پشت در مونديم.
خبرهاي جديد اينکه , کافه بلاگ قرار شده که پذيرائي غرفه رو به عهده بگيره و کافه ( قهوه ) بده و ديگه اينکه فضاي غرفه از يه مستطيل به يه مربع 10 در 10 تبديل شده که اين يه خورده محاسبات ما رو بهم ريخت. آخه الان دو تا ديوار 10 متري داريم که نميدونيم چي کارش کنيم. آخه قراره که هيچ پوستر تبليغاتي نچسبونيم.  تمام نشريات الکترونيک را هم از طريق ايميل دعوت کرديم که بيان و برنامه اي تو غرفه داشته باشن , که فعلا تکاپو , فروغ و 7 سنگ يه قولهائي دادن اما از بقيه خبري نيست. يه گروه ادبي هم که تو وبلاگ  والس فعاليت دارن قراره که يه سري برنامه مثل مسابقه داستان کوتاه و گردهم آئي وبلاگ هاي ادبي داشته باشن , که هماهنگي هاش رو سعيد طباطبائي به عهده داره.
سايت اختصاصي غرفه رو هم که محسن قالب گرافيکي اش  رو درست کرده و سامان قراره کدهاي MT رو توش بچينه , انشاالله فردا ميره رو آنتن.
اميدوارم که با همه مشکلاتي که سر راهمون هست , به همت بچه هاي تيم اجرائي و شما دوستان که مهمان اين غرفه هستيد همه برنامه ها به صورت شايسته اي پيش بره و به هدفمون که همانا بالا بردن سطح شناخت  کاربران و فعالان و علاقه مندان اينترنت در ايران نسبت به وبلاگ و تائيرات آن است , برسيم.
ضمنا , من تا اونجائي که در توانم بوده و با  کمک محسن عزيز , تو دوتا مصاحبه که يکي اش با ياس نو بود و يکي هم با بخش آي تي ايسنا سعي کردم که خبر داشتن غرفه رو به مطبوعات و خبر گزاريها هم بدم.البته وقتي ديگه سايت رسمي غرفه راه بيوفته , خبر رساني گسترده تري و با همکاري شما هم شروع ميشه.

"يكي از بزرگترين اهداف برگزاري بخش وبلاگرها در جشنواره‌ي وب، وپ و نشريات الكترونيك، معرفي وبلاگ به مراجعان است." ادامه در ايسنا ....

حاشيه :  نکته جالب اينکه , يه ماهنامه رو ميشناسيم که وبلاگ هم داره و هميشه  دنبال داشتن يه سري برنامه  براي وبلاگرها هم بوده و خبر غرفه رو هم از خيلي وقت پيش و از طريق يه سري بچه ها شنيده و حتي اگر نشنيده بود , خبر امروز ايسنا رو حتما در اين باره خونده اما دريغ از يه خبر . جالبه که ازدواج و پيشنهادات تعيين مهريه يه سري وبلاگ نويس براي مسئول مربوطه اين ماهنامه تخصصي وبلاگ دار از موضوع غرفه وبلاگرها بسيار با اهميت تر هست. چون فکر کنم دست کم سه تا مطلب درباره اش ( ازدواجها ) نوشته. خوب شايد حتما يا خودشون بايد مجري باشن که تو بوق و کرنا کنن و يا اينکه يه سري دوستاشون که بده بستون هندونه زير بغل دادن با هم دارن بايد متولي يه کار باشن و يا اينکه .... تا يه توجه اي به برنامه هاي اين چنيني داشته باشن!

نوشته شده در ساعت 00:01 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2003/11/25 - i

چه مي کنه وبلاگ !

بر هيچ فرد آگاه در زمينه ارتباطات و بالاخص اينترنت  و  وب گردي پوشيده نيست که وبلاگ پس از چت , انقلابي ديگر  در ارتباط رو در رو  اينترنتي ميباشد. 
از خيلي وقت پيش , سياستمداران کشورهاي پيشرفته ( در زمينه استفاده از اينترنت ) براي رسيدن به اهدافشان به نوشتن وبلاگ روي آورده اند . حالا اين اهدافشان چي هست خيلي مورد بحث من نيست , بلکه ميخوام بگم آنها وبلاگ را براي رسيدن به آن اهداف يک ابزار قوي , مفيد و لازم مي دانند.
وبلاگ محمد علي ابطحياز اونجائي که کليه امور در کشور ما يه چند ( چندين ) سالي از کشورهاي مذکور عقبتره , اما در مورد وبلاگ نويسي سياستمداران ايراني به نظر مياد خيلي هم عقب نيستيم ( حدودا يه سال ) .
وبلاگ آقاي سيد محمد علي ابطحي معاون حقوقي و پارلماني رياست جمهوري ايران راه اندازي شده. من خيلي خوشحالم که ميبينم وبلاگ تا اين حد و در کليه امور داره تاثير گذار ميشه و نويسندگان و علاقه مندان به اين پديده هر روز طيف گسترده تري رو شامل ميشه. اميدوارم که آقاي ابطحي , با هر نيت ي که وبلاگ نويسي رو شروع کرده به اهميت و تاثير گذاري اونهم واقف باشه و همچنين فضاي وبلاگش رو با مسائل حاشيه اي و جناحي و کلا هر بوي گندي که از سياست بلند ميشه آلوده نکنه و به گفته خودش " تو وبلاگش سيد محمد ابطحي باشه , بي توجه به مسئوليتهاي رسمي و حقوقي اش! "
دوست عزيز , آقاي حسين درخشان , به نظر من شما به عنوان يکي از فعالان  وبلاگنويس و همچنين نويسنده اولين راهنماي ساخت وبلاگ بهتر بود که در متني که در باره راه اندازي وبلاگ آقاي ابطحي نوشته ايد , کمي هم به وبلاگ بودن اين بخش از سايت ايشان اشاره ميکرديد و يه مقداري در مدح و ثناي وبلاگ مينوشتيد ,  شما همش به زرنگي اين آقا و اهداف سياسي آشکار و پنهانش اشاره کرده ايد.
فعلا هم که گويا فقط خبر راه اندازي اين وبلاگ رو نوشته و موضع گيري خاصي نکرده ( البته تا الان ) .
ضمنا , من يه دعوت هم از آقاي ابطحي براي بازديد از غرفه وبلاگرها در اولين جشنواره وب کردم ( البته از طريق همون فرم تماس تو سايتش ) . اميدوارم که دعوت رو قبول کنه.

نوشته شده در ساعت 09:44 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2003/11/18 - i

آيا کاربران اينترنت ايراني وقت خود را در سايتهاي فارسي سپري ميکنند؟

اين روزها , بحثي توسط عطا خليقي در مورد حمايت ماليISP ها از سايتهاي توليد کننده محتوي فارسي در اينترنت شروع شده و اينکه ISP ها بايد خودشون رو مديون اين سايتها بدونند و در بخشي از درآمدي که توسط گذران وقت کاربران اينترنت در اين سايتها نصيب ISP ها ميشه , سايتهاي مذکور رو سهيم کنند ( با دادن تبليغ ) .
"يكي از مديران سرويس دهنده‌ي پرشين بلاگ: ISPها بايد به توليدكنندگان محتوا در اينترنت مبالغي بپردازند "  ايسنا
"نياز به سرمايه گذاري بخش خصوصي در بخش وب فارسي" وبلاگ شخصي آقاي خليقي

من خودم به عنوان کسي که يکي از گردانندگان سايت پرشن لرن هستم,  که اين روزها يکي از سايتها نسبتا پربيننده در امر توليد محتوي فارسي ميباشد,   در حقيقت به طور مستقيم با هزينه ها ( چه زمان چه پول ) اين سايت دست به گريبانم و ميبينم که اصلا هيچ استقبالي از دادن تبليغ به سايت نميشه ( با پي گيريهاي زياد حتي بازاريابي تلفني ). بنابراين از سرمايه گذاري ISP ها در سايتهاي توليد کننده محتوي فارسي  حمايت ميکنم و دعوت ميکنم که بخشي تبليغات خود را به اين بخش واگذار کنند زيرا مخاطبين اصلي اين سايتها , از مشتريان اين ISP ها ميباشند ( مقيم ايران ).

اما يه چيزي رو هم نميتوان انکار کرد که اکثر کاربران اينترنت در ايران با سايتهاي ايراني ( بالاخص توليد کنند گان محتوي فارسي ) زياد کاري ندارند و هنوز هم اوقات خود را در اتاقهاي گفتگو و يا اگر يه خورده حرفه اي تر باشن در تالارها مي گذرانند و اگر کمي هم بيشتر با وب سر و کار داشته باشند وبلاگي هم براي خود ثبت کرده اند ( که اصلا به روز نميشود پس وقتي از آنها نميگيرد ) و اگر به سايت فارسي هم سر ميزنند  اغلب تو مايه هاي گويا و تکتاز و روزي و بيا تو دات کام و غيره هستش که  گردانندگانش تو ايران نيستن  .
من خودم که ميخواهم يک کارت اينترنت جديد بگيرم , وقتي از فروشنده مي پرسم که آيا سرويس دهي اش خوبه يا بد؟ جواب ميده : " هر کي برده راضي بوده , آخه اصلا دي سي نميشه ( منظور تو چت ياهو ) !" پس ميشه حدس زد که هنوز هم عمده وقت خريداران کارتهاي اينترنت در ايران تو جائي غير از سايتهاي دارنده محتوي فارسي سپري ميشه و شايد هنوز ISP ها خيلي رو بازديد از سايتهاي ايراني حساب نمي کنند.
البته هيچ شکي نيست که روز به روز بر کاربران حرفه اي تر اينترنت در ايران اضافه ميشود و بالاخص وبلاگ تاثير به سزائي در توليد محتوي و همچنين توليد کاربر علاقه مندتر ( منظور در زمينه وبگردي) فارسي داشته است.
به نظر من هنوز هم جاي فرهنگ سازي داريم و رسانه هائي مثل صدا و سيما  و مطبوعات بايد به سايتهاي فارسي توليد داخل بيشتر حال بدن . :--)

نوشته شده در ساعت 10:10 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

ايرانشهر و حذف ضميمه انفورماتيک

چند وقتي هستش که روزنامه همشهري ضميمه اي به نام ايرانشهر رو هر روز به همراه روزنامه اش چاپ ميکنه که خيلي جالبه , اصلا تيپ و طراحي و صفحه بندي اش جون ميده براي يه نشريه الکترونيکي. بسيار متنوع و اکثرا با زبان خودماني و وبلاگي نوشته شده. اما به محض اينکه هفته پيش اين ضميمه شروع شد , روز سه شنبه همون هفته  ضميمه انفورماتيک هفتگي روزنامه همشهري از دو صفحه پشت و رو , به يک صفحه تنزل پيدا کرد. امروز ( سه شنبه 27 آبان ) هم اصلا ضميمه انفورماتيک چاپ نشده؟

ضمن اينکه کلي ضميمه ايرانشهر با حاله و من همه اش رو هر روز ميخونم , اما قرار نيست که سهميه کاغذ ضميمه انفورماتيک ( هميشه مظلوم ) رو براي رسوندن کاغذ به اين ضميمه جديد اصلا حذف کنند. البته شايد دوستان تحريريه ضميمه انفورماتيک يه برنامه جديد دارند و قراره که تو يه روز ديگه و يا به يه شکل ديگه کارشون رو ادامه بدن. ولي اگر همين چهار صفحه هفتگي هم به انفورماتيک اختصاص داده نشه که ديگه هيچ .... !

کسي از ماجرا خبر داره؟

ضمنا اين مطلب "شايعه اي با سرعت 1000 کيلومتر در ساعت " رو که اختصاص داره به اين بانوي پلنگ نماي قمي در ايرانشهر امروز بخونيد.
"زن ببرنما به همراه شوهر خود به خاطر علاقه وافرشان به گربه با عمل جراحي خود را به شكل اين حيوان درآورده اند.اين زن و شوهر در بوستون آمريكا سكونت دارند.بر طبق اين شايعه شبكه ماهواره ايVOX آلمان نيز چندي پيش در برنامه اي به زندگي اين زوج پرداخته است." ادامه مطلب ...

نوشته شده در ساعت 08:41 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2003/11/14 - i

سيکل پروژه هاي نرم افزارهاي چند ميلياردي

داشتم وبلاگ آي تي آيران رو ميخوندم , ديدم در مورده پروژه هاي نرم افزارهاي چند ميلياردي که تو بازار نرم افزار تعريف ميشه و به شرکتهاي بزرگ داراي رابطه و اکثر قريب به اتفاق  دولتي مي رسه مطلبي نوشته و اينکه سهم کار شناسان انجام دهنده اين پروژه ها ( کارمندان ) چقدر است؟!

اين پروژه هاي داراي مبالغ هنگفت رو  از يک نگاه ديگر هم ميشه بررسي کرد.
بنده به مدت شش سال در شرکت ايزايران که يک شرکت دولتي و از نظر در آمد  از بزرگان خدمات کامپيوتري ايران هستش , به عنوان برنامه نويس و بعضا طراح مشغول بودم. قالبا با داشتن يک سري روابط , پروژه هاي نرم افزاري باقراردادهاي چند ده ( و بعضا صد ) ميليوني به راحتي به اين شرکت داده مي شد. فاز اول اکثر اين پروژه ها فروختن يک سري تجهيزات و سخت افزار به مشتري بود که به سرعت انجام مي شد و پولش دريافت ميشد ( اکثر مبلغ قرارداد به اين بخش اختصاص داشت و مستقيما در جيب شرکت مي رفت و اصلا هم احتيا ج به دادن يه سري حقوق به يه سري کارشناس هم به مدت طولاني نداشت , چند تا کارگر تو انبار کفايت ميکرد) . در فازهائي که به طراحي و بالاخص پياده سازي نرم افزار اختصاص داشت تعيين ميشد که مشتري بايد به ازاي هر کارشناس معمولي هر ماه در طول زمان اجراء اين فاز مبلغي ( مثلا تو سال 79 يک و نيم ميليون تومان) به شرکت بده ( من که يه کارشناس بودم تو اون موقع 150 هزار تومان حقوقم بود, يک چندم ميشه؟بله يک دهم! ) .اما متاسفانه عليرغم وجود متخصصهاي بسيار با دانش و کار آمد به علت کم توجه اي مديران به اين فاز کار , اکثرا به شکست منجر ميشد و در آخر هم به انجام نمي رسيد ( به علت اينکه اکثر مبلغ قرارداد در همان فروش سخت افزار تو جيب شرکت رفته بود , چه لزومي به انجام اين فاز زمان بر و دادن حقوق به يه سري کارشناس داشت ) . مشتري بيچاره به علت اينکه کلي هزينه تجهيزات داده بود و مي ديد که کار داره طول مي کشه, از خير انجام فاز پياده سازي نرم افزار توسط ايزايران ميگذشت و شرکت هم با کلي بحث و جلسه و دعوا آخر سر پول شارژ کارشناسان رو تا اون موقع مي گرفت و از خير بخشي از اين مبلغ کم نسبت به کل مبلغ ميگذشت و مشتري هم براي ادامه کار دست به دامن شرکتهاي خصوصي و يا بعضا افرادي از داخل تشکيلات خود ميشد.

اين سيکل در تمام مدت شش سال و حتما سالهاي قبل از آن و قطعا تا همين حالا هم ادامه داره. و جالب اينکه با اينهمه در آمد آش کشک خاله اي , بنده به خاطر اينکه فقط کمي درخواست اضافه حقوق کرده بودم , ديگه نتونستم تو اونجا بمونم و ..... :--(

دادن پروژه هاي با مبالغ هنگفت تنها مسئله نيست , اينکه اکثرا در آخر با کلي بودجه و هزينه که به اين امر اختصاص داده ميشه و در نهايت هم اصل کار که پياده سازي نرم افزار هست به نتيجه نمي رسه عمق فاجعه اش بيشتره.با پو لهائي که اين بين از تو اين جيب دولت و يا ارتش و کلا سازمانهاي دولتي ميره تو اون يکي جيبشون , هم به بازار نرم افزار خصوصي کلي صدمه ميزنه ( چونکه در آخر براي سرو سامان دادن به گند بخش دولتي که بايد توسط بخش خصوصي صورت بگيره , از بودجه اوليه چيز کمي باقي مونده ) و هم اينکه جلوي پيشرفت و نو آوري رو در صنعت نرم افزار ميگيره. چون اگر کارشناس جيبش خالي باشه , حال و حوصله نو آوري رو نداره.

نوشته شده در ساعت 00:15 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2003/11/11 - i

هزاران چشم و نمایش فاصله ها !

مطمئنا يکي از بهترين سريالهائي که اين روزها از سيما پخش ميشه , سريال هزاران چشم است. ساخته کيانوش عياري و با بازي هنرمندانه استاد مهدي هاشمي در دو نقش همزمان در هر قسمت. چند قسمت پيش اين سريال داستاني بود به نام فاصله که زندگي يک جوان معلول به نام حميد رو به تصوير کشيده بود . حميد هم نويسنده بود ( غالبا فيلمنامه ) و هم بسيار آدم روشن و اهل مطالعه. البته معلوليت حميد که آن را مجبور به استفاده از صندلي چرخ دار و همچنين دائما محتاج به کمک ديگران کرده بود , به سبب اشتباه يک پرستار در هنگام به دنيا اومدنش به وجود آمده بود و کل ماجرا هم حول محور عاشق شدن حميد و علاقه اش ( که براي يه آدم سالم در شرايط معلومات حميد بسيار عادي هست  و شايد خيلي دخترها آرزوي داشتن يک همچين همسري رو داشته باشن ) به دوست خواهرش و فکر کردن به ازدواج با آن و .... در آخر يک پرسش هميشه بي پاسخ.
 من که به محض ديدن ده دقيقه از اين قسمت سريال و با ديدن اينکه پدر حميد ( مهدي هاشمي ) بعد از اينکه اون خودش رو تو توالت کثيف کرده بود شروع کرد به زدنش و همچنين شستن همه هيکلش با شير داخل توالت ( که صحنه اي بسيار طبيعي و به نوعي تو نگاه اول برخورنده به جامعه معلولين ) شک نکردم که نقش حميد رو يه آدم سالم بازي کرده. دائما و تا آخر سريال همش به تحسين هنرپيشه نقش حميد پرداختم که چقدر هنرمندانه تونسته ايفاي نقش بکنه.
اما امروز وقتي  صفحه معلولين  روزنامه همشهري رو خوندم , تا چند دقيقه گيج بودم . نقش حميد رو يه آدم غير معلول بازي نکرده بود بلکه آقاي ناصر شهرياري احمدي که يک معلول هستند  بازي کرده و همچنین فيلمنامه اين قسمت از سريال رو هم ایشان نوشته . جالبتر اينکه تقريبا داستان اين قسمت , داستان زندگي واقعي آقاي ناصر شهرياري هستش.

ضمن عرض تبريک و آرزوي موفقيت براي ناصر عزيز , توصيه ميکنم که حتما صفحه مربوط به مصاحبه با ايشان را در صفحه معلولين روز سه شنبه 20 آبان  روزنامه همشهري بخونيد.

"مي گويد كه براي دلش مي نويسد. مي گويد كه آرزوهايش را روي كاغذ مي نويسد و مثلاً اگر نمي تواند از دماوند بالا برود، روزي فيلمنامه اي مي نويسد و كاري مي  كند كه شخصيت داستانش قله دماوند را فتح كند.
غافل از آن كه، گرچه شايد هنوز خود او هم باورش نشده باشد، ولي او قله ها را فتح كرده. چرا كه درگام نخست از جام واقعيت جرعه اي نوشيده و رفته، رفته واقعيت جامعه اش را مي پذيرد. حتي آن را در فيلمش به صورت پيامي استوار به نمايش گذارده است." ادامه مصاحبه

اما جدا اگر من هم شرایط ناصر رو داشتم  میتونستم اینقدر امیدوارانه به زندگی ادامه بدم و یا اگربه جای اون دختر بودم با حمید ( ناصر ) ازدواج میکردم؟
 صادقانه بگویم که نه :--(

نوشته شده در ساعت 09:52 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2003/11/10 - i

استعدادهاي بي نظير !

اکثر دوستان با برو بچه هاي تيم Iprodev.Net آشنا هستند. Digital Persiaمهدي , پدرام , نيما و ميثم عزيز (که بگفته مهدي اکثر زحمت گرافيک سايت باهاش بوده و ايده کلي تمپليت از اون هست) که هر کدومشون تو يه زمينه استادهستن. اما اين کار اخيرشون شاهکاره و به نظر من باعث مباهات و فخر سايتهائي که توسط طراحان ايراني درست شده . هر چي بيشتر دقت ميکني , بيشتر به ظرافت کار گرافيست و استفاده مناسب و زيبا از فلش در اين سايت پي مي بري. اون وقتي که براي اولين بار مهدي خبر  راه افتادن اين سايت تازه شون رو به من داد و من بروي لينکش کليک کردم, به مدت 15 دقيقه فقط تو سايتش مي چرخيدم و لذت مي بردم.

کاري که دارم ميگم , سايت جديد www.digitalpersia.com هست . من که کمتر اين نمونه کار رو حتي براي سايتهاي خارجي ديدم. ايرانيش که اصلا نبوده.  به اين دوستان تبريک ميگم و اميدوارم که هر روز کارهاي زيباتر و حرفه اي تري از اين بچه ها بروي اينترنت بياد . به نظر من حتي ايده گرفتن از نوع استفاده از رنگها و چيدمان بخشهاي مختلف سايت در صفحات , ميتونه کمک بزرگي به علاقه مندان باشه.

نوشته شده در ساعت 22:10 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2003/11/08 - i

مساحت 100 متر مربع براي غرفه وبلاگرها در جشنواره

پس از فراخوان اعلام همکاري با غرفه وبلاگرها در اولين جشنواره وب وپ و نشريات الکترونيکي و جمع آوري ايميل دوستان علاقه مند , بالاخره اولين جلسه تيم اجرائي غرفه وبلاگرها  روز پنج شنبه 15 آبان از ساعت 19:30 الي 21 در کافي شاپ ديدنيها با حضور 19 نفر از عزيزان وبلاگر برگزار شد. از نظر من که جلسه مفيدي بود و به نتايج اوليه خوبي رسيديم. از همه دوستان که وقت گذاشتن ممنونم. در آن جلسه تعيين شد که قرار يک جلسه حضوري با مسئولين دفتر جشنواره و نمايندگان تيم اجرائي , که دونفر تعيين شده بودند , روز شنبه ( امروز ) و يا يکشنبه گذاشته شود. من هم با دفتر جشنواره تماس گرفتم و خانم افشار که از امور اداري دفتر جشنواره هستند ساعت 3 بعد از ظهر امروز ( شنبه 17 آبان ) يه وقت ملاقات به ما دادند.
تو جلسه امروز من و محسن احمدي (که به عنوان روابط عمومي غرفه وبلاگرها از طرف تيم تعيين شده بوديم) با سرکار خانم دکتر اسلامي که رياست جشنواره رو به عهده دارند و جناب آقاي مدير روستا که دبير جشنواره هستند , به تبادل نظر پرداختيم. کل گزارش اين جلسه از حوصله اين مطلب وبلاگ خارج است ولي خلاصه اين شد که:
 

1- تقريبا با تمامي برنامه هائي که در ايميلهاي قبلي براشون فرستاده بوديم براي غرفه موافقت کردند.
2 - يک غرفه به مساحت 100 متر مربع ( و يا در صورت احساس نياز  150 متر مربع ) در طبقه دوم سالن ميلاد که محل برگزاري جشنواره است در اختيار ما هستش.
3 - غرفه وبلاگرها در ايام برگزاري جشنواره هر روز صبح  و بعد از ظهر به مدت يک ساعت و نيم ارائه يک سمينار و يا مقاله و يا معرفي خواهد داشت و باقي ساعات غرفه در اختيار وبلاگرها هست که به برگزاري جلسات قرار وبلاگي و يا ديد و بازديد و گپ زدن بپردازند. در يک جمله : پاتقي مناسب براي وبلاگ نويسان .
4 - پوشش خبري بسيار گسترده اي ( به طور مثال هر شب به مدت نيم ساعت برنامه در سيما ) براي جشنواره  در نظر گرفته شده.
5 - هر روز حداقل 10 نفر به عنوان غرفه دار نياز هستش.

خوب عزيزان , لازمه که بدونيد هزينه هر متر مربع غرفه در اين جشنواره مبلغ قابل توجهي هستش که به صورت رايگان در اختيار همه ما اهالي وبلاگستان قرار گرفته , پس بايد به نحو احسن ازش استفاده کنيم. و همچنين مطابق بند 3 مطالب بالا دقت کنيد که عمده برنامه غرفه به ديد و بازديد وبلاگ نويسان و تبادل نظر و ديدن دوستان مجازي شما در محيطي واقعي هستش , پس وقتي اومدين جشنواره ما تو غرفه پذيراي شما هستيم و ميتونيد يه سري قرار وبلاگي هم تو ايام برگزاري جشنواره در محل غرفه تنظيم کنيد.
در آخر بگم که , ديگه صد در صد و به طور يقين , وبلاگرها بعد از کلي کش و قوس صاحب غرفه هستن , اونهم 100 متر مربع در بهترين نقطه طبقه دوم سالن ميلاد. سند معتبرش هم تو سايت رسمي جشنواره هستش. خودتون ببينيد.

مبارکتون باشه و براي برگزاري هر چه بهتر برنامه هاي اين غرفه به کمک همتون احتياج داريم.

نوشته شده در ساعت 23:15 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2003/11/04 - i

اين روزها يه خورده درگيرم :--(

ديروز يه آدم احمق تو بزرگراه رسالت غرب ساعت 15:30 دقيقه جلوي ماشين من  حول شد و جفت پا زد  رو ترمز و کنترلش رو از دست داد و از سمت راست به درب طرف من زد , من هم بدون اينکه اصلا کنترل داشته باشم ( فرمون از دستم در رفت ) با سرعت 80 کيلومتر در ساعت رفتم به طرف گارد ريل طرف راست و ..... :--)

فقط بگم که خدا رحم کرد که الان من و همسرم ( تقريبا ) سالم هستيم . ماشين که از حيظ انتفاع ساقط شد و با جرثقيل برديمش پارکينک. بگذريم!
فقط خواستم بدونيد که اگر اين روزها يه خورده کم مطلب و لينک تو وبلاگ ميزارم واسه اينه که نه دل و دماغ دارم و کلي هم وقتم گرفته شده.

نوشته شده در ساعت 18:58 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2003/11/01 - i

به کجا چنين شتابان؟ نخوري تو ديوار !

امروز وقتي خبر "مشاور معاونت حقوقي وزارت پست:سايت هاي فعال بايد مجوز بگيرند وگرنه فيلتر مي شوند" رو تو ITIran خوندم , اولش فکر کردم که يه تيتر خبري هستش که عنوانش رو طوري انتخاب کردن تا خواننده حتما بخونه . وگرنه کدوم آدم عاقلي يه همچنين طرحي ميده؟ ولي وقتي خوندم داشت شاخم در ميومد. اين بابا چي گفته :--O

"فيلترينگ مشمول سايت‌هاي غير اخلاقي مي‌شود و اصلا برخورد سياسي يا جناحي در اين زمينه وجود ندارد. افراد با هر روش تفكر سياسي اگر موازين را رعايت نكنند از اين قاعده مستثني نيستند. با اين حال براي قانونمند شدن، اعلام شده كه براي ايجاد سايت نياز به اخذ مجوز است و سايت‌هاي فعال فعلي كه براي كسب مجوز اقدام نكنند، حتي اگر غير اخلاقي نباشند، فيلتر خواهند شد. "  :: ادامه مطلب 

يه مقدار به اين متن دقت کنيد.

  1. اصلا برخورد سياسي يا جناحي در اين زمينه وجود ندارد: مگه مجوز دادن اين نميشه که  خودتون به يک عده که تائيد شده خودتون هستن فقط مجوز بديد. برخورد جناحي و سياسي پس يعني چي؟
  2. براي ايجاد سايت نياز به اخذ مجوز است : ايجاد سايت يعني چي؟ ثبت دومين؟ گرفتن هوست ؟ توليد محتوي ؟ اصلا کدوم اينها از طريق وزارت پست کاناليزه ميشه که شما ميخواهيد نظارت داشته باشيد؟ نکنه منظورتون اينه که ديگه فروشنده خدمات راه اندازي وب سايت تو ايران هم فقط خودتون بايد باشيد. ( انحصار طلبي ابلهانه تا چه حد؟ آبروريزي عدم محدود سازي کارتهاي تلفن و کافي نت براشون تجربه نشده ؟ )
  3. سايت‌هاي فعال فعلي : تعريف سايت فعال چي هستش؟ اينکه هر روز آپديت بشه ؟ اينکه هر روز ويزيتور داشته باشه؟ اين که ....  ( بابا آخه آدم نا آگاه , اصلا ميدوني چند تا سايت ايراني در روز راه اندازي ميشه؟ )
  4. حتي اگر غير اخلاقي نباشند، فيلتر خواهند شد : يعني اينکه اصلا مهم نيست که توليد محتوي فارسي مفيد در جهت ارتقاء سطح علمي و فرهنگي جامعه , به خصوص جوانان تحت تعقيب تهاجم فرهنگي ( به گفته خودشون البته ) , در اينترنت توسط يک سايت توسعه پيدا کنه؟ فقط مجوز داشتن مهمه !!!!!!!!!!!!!!!!!

در آخر فقط تاسف و آه براي ما باقي است . با داشتن اين چنين نخبه هائي در سطوح بالاي تصميم گيري , ديگر احتياج به هيچ دشمني ( که همه تقصير ها رو هميشه ميندازن گردنش ) نيست. حتما منظور از گرفتن مجوز هم , گرفتن يه سري پول براي ثبت مجوز سايت و کارهاي اداري هستش و کلي علافي .
حالا جالب اينجاست که دقيقا چند دقيقه بعد خبري ديگر در ITIran خود نمائي ميکنه : "ارتباطات اينترنتي ايران كند شد " .... بابا آدم مسئول به فکر اين باش نه آن !

تا دير نشده بريم براي پرشن لرن مجوز بگيريم تا نيومدن درش رو تخته کنن.
راستي تو پيغامي که براي فيلترينگ سايتهاي بدون مجوز نمايش داده ميشه , چي قراره بنويسن؟
اگر شما هم مطلبي در اين باره نوشتيد بگيد که تو لينکهاي پائين بزارم.

اصلاحيه : به نظر مياد , به گفته ايسنا ,  که اين جناب حرفش رو پس گرفته و گفته که فقط راه اندازي ISP نياز به مجوز داره. ولي خوب اين از بار عدم آگاهي اين آقا چيزي کم نميکنه که نتونسته تو مصاحبه اولش فرق سايت و ISP رو تفهيم کنه .

نوشته شده در ساعت 14:36 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

مقالات من
آخرين مطالب

نقل از مطالب اين سايت با ذكر منبع مجاز ميباشد