آی تی، اینترنت، روزنوشت و گاهی تخصصی
2004/11/28 - i
سال پيش و جشنواره وب و وبلاگ
اصلا يادم رفته بود كه پارسال چه هيجاني در چنين روزهائي داشتم. چقدر فكر براي رسيدن به يك هدف داشتم كه اصلا نمي دونم چه سودي برام داره و آخرش هم چرا بايد آنقدر ناراحت مي شدم. نمي دونم مگه من چيكاره وبلاگ بودم و هستم و يا وبلاگ چيكاره من بوده و هست؟ فقط مي دونم كه كلي بچه هاي هم تيپ و باحال رو پيدا كردم. دوستاني كه اكثرا سن شان از من كمتره اما هرگز به من احساس خود بزرگ بيني در كنارشون دست نداده .
ياد ايام 7 تا 11 آذرماه سال 1382 و آن جمع دوست داشتني و صميمي بخير. ممنون امير احساني عزيز براي ياد آوري آن ايام.
نوشته شده در ساعت 08:18 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2004/11/27 - i
قصر شنی رو خراب می کنم
این روزها با کارهای احمقانه ای که ازمن سر می زنه تمام آن چیزهائی که به سختی به دست آوردم از دست می دهم. عشق ، آبرو ، آرامش ، وقت و ....
احمقانه ترین کار تو دنیا این هست که قصر شنی رو که به زحمت در کنار ساحل ساختی با یک لگد خراب کنی . اصلا آنهائی که دومینو می سازند احمق هستن. من احمق هستم . هیچ کس به غیر از خودم نمی تونه کمکم کنه .
نوشته شده در ساعت 14:53 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2004/11/25 - i
بمباران گوگلي كار خود را كرد
بالاخره لينك دادن به arabian gulf كار خودش رو كرد و بمبارن گوگلي درباره arabian gulf نتيجه داد. الان اگر عبارت arabian gulf رو در گوگل جستجو كنيد اولين نتيجه سايت arabian-gulf.info هستش كه در حقيقت صفحه اي است كه بعد از رفتن به arabian gulf به آن مي رويد.
نوشته شده در ساعت 08:17 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2004/11/24 - i
David Blaine جادوگر خياباني
يادتون هست كه چند ماه پيش تو اخبار گفته شد كه يه بنده خدائي به مدت 44 روز تو يك قفس شيشه اي و بالاي رودخانه تايمز بدون آب و غذا زندگي كرد؟ آن فرد اين روزها به اسم جادوگر خياباني شناخته ميشه .
David Blaine David Blaine كارهائي با ورق (‌پاسور ) انجام ميده كه از حد يك تردستي فراتر هستش. اون مي تونه از روي زمين بيشتر از 20 سانتيمتر بلند بشه و معلق تو هوا بمونه. مي تونه فكر آدمها رو بخونه و مي تونه كارهائي انجام بده كه خيلي ها رو تا حد جنون به وحشت مي اندازه. مي تونه چند دور دستش رو از آرنج پيچ بده. مي تونه نوشته اي رو با قدرت فكرش روي بدنش حك كنه . اون مي تونه ...

شما هم اگر خودتون فيلم مستند كارهاش رو ببينيد ، حتما مثل دائما با تعجب مي گيد كه " مگه ميشه؟ امكان نداره ! چطوري اين كار رو كرد؟"

نوشته شده در ساعت 08:33 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2004/11/23 - i
دوئل برويد و ونوس برگر نرويد
ديشب رفتم سينما آفريقا براي ديدن فيلم دوئل. ديدن اين فيلم اصلا خالي از لطف نيست . بازي بسيار جذاب پژمان بازغي در سكانسهاي جنگ و القاي حس نفرت از عراقي ها با ديدن صحنه حمله به ايستگاه ، موفق ترين جنبه هاي فيلم هستش.
اگر گريم بازغي براي نشان دادن دوران ميان سالي زينال تا اين اندازه غير حرفه اي نبود ، حتما سيمرغ بهترين بازيگر نصيبش مي شد و به بهرام رادان بچه سوسول نمي رسيد. البته نشان دادن درجه داران ارتش به عنوان خيانتكاران اول جنگ خيلي دور از انصاف بود. ضمنابه نظر من صداي دالبي فيلم (‌شايد هم سينما آفريقا) اصلا داراي كيفيت لازم نيست و در بعضي جاها بيشتر شبيه يك جور صداي مهيب بود .

بعد از سينما براي اولين بار رفتم ونوس برگر . محيط غير بهداشتي آن به همراه مزه افتضاح گران ترين غدايش (‌رست بيف ) رو وقتي كنار سرويس دهي ضعيف آن قرار دهيد حتما از رفتن پشيمون خواهيد شد. تا زماني كه Fast Food هائي مثل سوپر استار و آپاچي هست ، به هيچ عنوان ونوس برگر نرويد.

نوشته شده در ساعت 13:41 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2004/11/21 - i
وبلاگ نويس ، ناشناخته براي آقاي ابطحي؟
هر وبلاگ خوان و وبلاگ نويس ايراني مي داند كه معاون اسبق پارلماني رئيس جمهور وبلاگ مي نويسد و در هر محفل رسمي و غير رسمي و در هر مصاحبه اي كه در باره اينترنت بوده است ، از وبلاگ سخن گفته است و اظهار داشته كه چندين وقت است كه وبلاگ مي خواند و وبلاگ مي نويسد. توانائي نوشتن هر روز يك مطلب تازه در وبلاگ از وبلاگ نويسان قديمي و كم مشغله تر از آقاي ابطحي هم كمتر ديده شده . اما ايشان هر روز يك مطلب جديد و مفصل دارد ،‌پس مي توان گفت كه ايشان وبلاگ نويس حرفه اي است .

روز جمعه در الكامپ من و چند نفر از وبلاگ نويسان براي اولين بار ايشان را ديدم . رسم بر اين است كه وقتي وبلاگ نويسان همديگر را مي بينند ،‌فارغ از سن و سال و مقام و تحصيلات ، خيلي گرم با هم خوش و بش مي كنند و از سئوالات معمول آنها " چه وبلاگي مي نويسي؟ " مي باشد. اما ايشان مثل تمام آدمهاي معروفي كه يك عده صرفا به خاطر معروفيتشان به سمتشان مي آيند با ما برخورد كرد. حتي بعد از اين كه فهميد كه ما جمعي وبلاگ نويس هستيم ، بازهم حرفي براي گفتن نداشت و هيچ عكس العمل خاصي نشان نداد. دقيقا مانند برخوردي كه ديگر مسئولين نا آشنا با پديده وبلاگ با ما وبلاگ نويسان داشتند.

یروز در نمایشگاه الکامپ، جمعی آمدند که عکس بگیریم. گفتند همکاریم، همگی وبلاگریم. فكر كنم براي اولين بار بود كه ايشان بدون برنامه ريزي قبلي جمعي از وبلاگ نويسان را ديده بود و نمي دانست كه بايد چه بگويد . حتي پيشنهاد گرفتن عكس ( مفرح ترين سرگرمي ايشان به نقل از خودشان )‌ از جمع ما را هم خودمان به ايشان داديم. به نظر من آقاي ابطحي وبلاگ نويسان را خوب نمي شناسد و از نوشتن متن زير عكس مذكور هم مشخص است كه با شك ما را وبلاگ نويس دانسته است.
نوشته شده در ساعت 09:06 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2004/11/20 - i
الكامپ جمعه خوب بود

الكامپ جمعه خوب بود. ديدن برو بچه ها بعد از يه مدت طولاني و همچنين ملاقات با آقاي ابطحي و دوست تازه آقاي رضانيا .
ابطحي   وقتي ديد كه يك عده حدودا 10 نفره به طرفش ميان يك كمي ترسيده بودو وقتي كه گفتيم ما وبلاگ نويس هستيم گيج شده بود كه حالا با اين نسلي كه اين همه دم از آشنا بودن با هاشون مي زنه بايد چي بگه ؟ براي همين هم مثل آدمهائي كه اصلا نمي دونند وبلاگ چي هستش و اينكه وبلاگ نويسان آدم هستن يا مريخي ،‌ فقط ذل ذل ما رو نگاه كرد و بعد از اينكه كلي خودش رو جمع و جور كرد به زور از امير پرسيد : " وبلاگ شما چي هستش ؟ " بگذريم ...

هدف اصلي من گشتن به دنبال شركتهائي بود كه در زمينه CMS و Site Builder ها فعاليت كردند. البته خيلي دوست داشتم كه شركتهائي كه با Share Point كارمي كنند رو شناسائي كنم . ضمنا خيلي به كلمه پرتال حساسيت نشون دادم و باز هم بيشتر به اين نتيجه رسيدم كه كلمه پرتال شده يك business keyword براي گرفتن كارهاي بزرگ از دولتي ها و خوب شايد خيلي ها نمي دونستن كه محصولي كه ارائه كرده اند پرتال نيست .

شركتهاي زير كارهاي ارزشمندي در زمينه CMS و Site Builderانجام داده بودند :

- نظام انديشه يك Site Builder  به اسم PSB ارائه كرده بود كه كار جالبي بود .

- داده پردازان دوران هم يك ( مولد پرتال )  سايت ساز به اسم Real Portal  ارائه كرده بود كه با آن  پروژه نون و‌ آب دار www.post.ir  رو اجرا كرده بود.

- چارگون هم يك مولد پرتال نوشته و تونسته كار سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي رو انجام بده.

- شركت دمسان رايانه كه  تو جريان جشنواره وب و وپ ن يك CMS به اسم BeeHive ارائه كرده بودند ،  تو الكامپ امسال بهترش كرده بودند.

- سايت ساز parsdesign هم كه به نظر از محصولات شركت parsweb هستش با كلي تبليغات گسترده مطرح شده بود. اما من غرفه اشان را پيدا نكردم. شايد هم غرفه نداشتند.

يك شركتي هم بود كه متاسفانه اسمش رو فراموش كردم و با Share Point Team Service يك سري محصول درست كرده بود و البته خيلي دوست داشت كه مردم نفهمند كه با Share Point هستش . ضمنا مي گفتند كه يك سري كارها بروي Indexing Service كرده اند كه محتويات فارسي رو بهتر  Catalog‌ كند و تحت عنوان موتور جستجوگر فارسي ارائه كرده بود . من مي دونستم كه با تغيير Local ID بروي سرور مشكل جستجو بروي محتويات فارسي توسط Indexing Service حل مي شه. اما اين دوستان مي گفتند كه كارهائي فراتر از اين انجام داده اند كه بازهم براي من خيلي مفهموم نبود.

نوشته شده در ساعت 13:04 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2004/11/18 - i
مديا سنتر اركات راه اندازي شد
سايت اركات بخش جديدي تحت عنوان media به امكاناتش اضافه شده .

اعضا اركات ميتوانند مقالات و يا عكسهايشان را به ايميلهاي ذكر شده در بخش submission guidelines ارسال كنند تا به اسم خودشون منتشر بشه . ضمنا لينك مقاله و يا عكس هم در پروفايل عضو ظاهر ميشه.

فعلا كه همين قدر بيشتر نميدونم .

نوشته شده در ساعت 08:31 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2004/11/17 - i
الكامپ ، جمعه ساعت 11 صبح
به پيشنهاد احسان ، جمعه ساعت 11 صبح مقابل درب سالن ميلاد چشم بهراه ديدن شما دوستان عزيز هستم.

دلم براي خيلي از شما ها كه از الكامپ پارسال تا حالا نديدمتون ، تنگ شده. مخصوصا براي آن اكيپ از دوستاني كه در جريان غرفه وبلاگ نويسان به مدت يك هفته با هاشون زندگي كردم و خيلي چيزها ازشون ياد گرفتم.

ديشب ماني نقاش، آن پسر دوست داشتني بازهم به من زنگ زد و من رو شرمنده كرد.

نوشته شده در ساعت 13:22 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2004/11/15 - i
بچه تر که بودم به قلم امير احسانی
بعد از خوندن مطلب 1400ام امير اينقدر حال کردم که ناخودآگاه تو راهرو کپي پست کردم . امير نوشته :
بچه‌تر که بودم فکر می‌کردم که می‌توانم (و باید) دنیا را اصلاح کنم و همه مشکلات همه دنیا رو حل کنم، بعد بزرگتر که شدم فهمیدم که اگه بتونم همه مشکلات خودم رو حل کنم، خیلی هنر کردم؛ حالا فکر می‌کنم اگه فقط بتونم بعضی از مشکلات خودم رو حل کنم، خیلی شاهکار بزرگی کردم! نمی‌دونم، شاید دنیایی که اون موقع داشتم زیادی کوچیک بوده. البته بابایی فکر نکنید که من از اون آدمهایی هستم که با مشکلات بزرگی دست و پنجه نرم می‌کنم و سعی می‌کنم خیلی از مسائل بزرگ دنیا را حل کنم! نه! هرگز! من اصلا از این مساله‌های بزرگی که کلی آدم تو حل کردنش موندن فرار می‌کنم! اگه این مساله‌هایی که هزار ساله هیچ کس نتونسته درست حلشون کنه، حل شدنی بودند، این همه سال بی راه حل نمی‌ماندند.
نوشته شده در ساعت 08:36 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2004/11/13 - i
من و SharePoint و اين روزها
این روزها کمتر به اين شبکه عنکبوتی وصل بودم و البته دل و دماغ وبلاگ نويسي هم نبود.

دارم از لذت ديدن امکانات SharePoint به اوج مي رسم. هر چند دقيقه يکبار فرياد "يافتم ، يافتم " من کل شرکت رو پر ميکنه. از ديدن اين همه عظمت و ديد همه جانبه تيم پياده سازي SharePoint حيرت زده هستم. اين حالت رو قبلا هم تجربه کردم. زمانی که با turbo C و يا turbo Pascal برنامه مي نوشتم و بايد برای کار با يک بانک اطلاعاتی ساده آنرا شبيه سازی مي کرديم ( در دوران دانشجوئي )و مایکروسافت FoxPro را ارئه کرد و همچنین Turbo Vision را . چند سال بعد با دیدن Access و چند سال بعد با ASP و چند سال بعد با .NET و حالا با SharePoint و چند سال بعد هم با ....
زماني ذوق مرگ شدن من برای SharePoint و عمو بيل گيت بيشتر شد که ديدم SharePoint سايتها رو ميشه با FrontPage 2003 مديريت و طراحي کرد. توصيه ميکنم حتما SharePoint را تجربه کنيد.

و اما اين روزها :
- خبر مرگ یاسر عرفات
- سالگرد وبلاگ نویسی و معرفی مجدد حسین درخشان به عنوان اولین وبلاگ نویس فارسی.
- مصاحبه با DJ Alligator نازنین در روز هفتم . بابا این علی آقا دکترای موسیقی داره.
- مصاحبه با فرشاد بیان صاحب سایت گویا.
- امکان POP3 به Gmail اضافه شده .

نوشته شده در ساعت 11:52 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

2004/11/01 - i
ارکات لولو خرخره ، نقدی بر مطلب کيهان

مقاله اي تحت عنوان لطفاً Add نشويد! در روزنامه کيهان چاپ شده است که به مضرات سايت ارکات پرداخته است.

به نظر مياد که رسالت تعيين شده براي نويسندگان روزنامه کيهان چيزي به جز حمايت از محدود( فيلتر)شدن اينترنت به سايتهاي خودي و بزرگ نمائي مشکلات استفاده از ارتباطات مجازي نيست. حال اين حمايت به افتضاح ترين صورت ممکن از تهمت و افترا به فعالان غير خودي  در اين عرصه باشد و يا با  تهيه کردن گزارشات مقرضانه و بسيار سطحي و بدون کارشناساني صحيح.

نويسنده ,  مطلب خود را  با کشفي جديدشروع مي کند .   معادل سازي  فرار مغزها با صرف وقت جوانان در اينترنت و سايتهائي نظير ارکات ! اما به نظر من  با کمي جستجو به دنبال دوستان دوران دبيرستان و يا دانشگاه خود در  ارکات به  آمار وحشتناکي از  فرار مغزها مي رسيد. به راحتي مي توان ديد که تمام  هم دوره هاي تحصيل ما که گل سر سبد شاگرد زرنگها بودند ، اکنون و با افتخار محل تحصيل و کار خود را کشورهائي نظير آمريکا و کانادا و استراليا نوشته اند. البته با ديدن چهره شاد و خوشحالشان حوس رفتن به آنطرف آبها به سر آدم مي زند.  شايد هدف نويسنده منحرف کردن واقعيت فرار مغزها به سمت و سوئي ديگر است .

ياد کردن از اطاقهاي گفتگو به عنوان لولو خرخره براي جوانان اينترنت باز ايراني هم که در تمامي مقالات مشابه ديده مي شود ، اما هم طراز کردن آن با استفاده از سايت ارکات خود دليل محکمي است بر عدم شناخت صحيح نويسنده  . با اين حساب  روزي که دست اولين کودک خردسال ايراني در پره هاي چرخ گوشت له شد ، بايد استفاده از آن را ممنوع مي کرديم.

بيان اين مطلب که بيش از 90 درصد مطالب رد و بدل شده در ارکات هرزه نگاري است و غالبا ابتذال نويسي ، حکايت از آن دارد که نويسنده عمدتا عضو انجمنهاي مبتذل در سايت ارکات شده است، چرا که در غير اينصورت به راحتي مطالب تخصصي و در بسياري مواقع مفيد را هم به فراواني دريافت مي کرده است. و يا اينکه از درددلهاي دوستان قديم و يا بيان خاطرات شيرين گذشته با دوستاني که بعد از سالها دوباره آنها را يافته است و بسياري از آنها بسيار دور دست هستند ، لذت نبرده است.

از ديگر کشفيات نويسنده اين است که : در سايت ارکات " اعلام مشخصات فردي افراد كه در نوع خود بي سابقه است وخلاف قوانين مصوب شده سازمان هاي جهاني است" . اگر به اين قوانين جهاني اشاره اي بيشتري مي گرديد ، ما هم از اين جهالت خارج مي شديم. همچنين بيان اين مطلب که "طبقه بندي دوست يابي را براساس نوع لباس، نوشيدن مسكرات، چگونگي ارتباط با جنس مخالف، موسيقي، كتاب و... تنظيم نموده اند" از ديگر راه هاي به کرات تکرار شده اين گونه مقالات در جهت گمراه کردن اذهان خوانندگان است . از آنجائي که طيف وسيعي از خوانندگان اين مطالب در روزنامه کيهان را پدران و مادران نگران از روابط  پيچيده قرن بيست يکم و خطرات در کمين فرزندان عزيزشان - از جمله امثال بيجه - تشکيل مي دهد و بسياري از آنان فقط اينترنت را در زمان استفاده فرزندانشان از اين پديده شناخته اند ، خودتان قضاوت کنيد تاثير منفي اين نوع نگارش را .  اگر  فرض اينکه نويسندگان روزنامه کيهان نويسندگان بولتن هاي گزارش گونه  براي سران مملکتي هستند را در نظر بگيريم ، عمق فاجعه محدود کردن هاي کورکورانه بيشتر از پيش مي شود و به سطح ملي مي رسد.

در پايان و طبق آمار خود نويسنده که البته تنها آمار صحيح اين نوشته است   آمريکا ئيها با 12.31 درصد ( درحال حاضر)  رتبه دوم را در عضويت سايت ارکات دارند و ايرانيها با 7.05 درصد رتبه سوم . از آنجائي که همواره به ما  آمريکا را  دشمن هميشگي و مسبب  تمامي مشکلات ريز و درشت مردم معرفي کرده اند  ، بايد خوشحال باشيم که آمريکائيها هم عمرشان به هدر مي رود ، آنهم چيزي نزديک به دوبرابر ما ايرانيها.

استفاده نادرست از هر پديده ي جديد در اين دنيا که به سرعت در حال پيشرفت است مي تواند مضرات جبران ناپذيري را به همراه داشته باشد. ايا بايد براي پيشگيري از اين خطرات ، صورت مسئله را پاک کرد؟

پس چرخ گوشت ها را توقيف کنيد !

نوشته شده در ساعت 09:34 ايميل به دوستان نظر خوانندگان

مقالات من
آخرين مطالب

نقل از مطالب اين سايت با ذكر منبع مجاز ميباشد