| 2003/12/30 - i |
|
تولد فراموش شده ! امروز فهميدم . الان 12 روز از تولد يک سالگيش گذشته و من بهش تبريک نگفتم :--( داشتم از بي حوصلگي و فرار از يه سري افکار مسموم که تو ذهنم رژه ميرفتن وبگردي
مي کردم که يک هو به ذهنم رسيد يه نگاهي به گذشته هاي دور وبلاگ راهرو مدسه وب
بندازم. گفتم بزار ببينم اولين نوشته آرشيو شده چيه؟ رسيدم به
مطلب
روز February 04, 2003 که مربوط به اولين پست بعد از صاحب خانه شدن وبلاگ و
اصطلاحا دات کام شدن بود. ديدم يه لينک داره به
آرشيو
زماني که وبلاگ تو blogspot خونه داشت. کليک کردم روش و
ديدم اي دل غافل , اولين مطلب وبلاگ راهرو با عنوان
پيش گفتار براي تاريخ
December 18, 2002 و ساعت 11 و 55 دقيقه صبح هستش , يعني دقيقا يک سال و 12
روز و چند دقيقه پيش. در حقيقت اينجا يکساله شده و من اصلا حاليم نشده . جدا که
بي معرفت هستم . تولد يکي از بهترين دوستانم يادم رفته بود. "
بركسي پوشيده نيست كه پديده وبلاگ نويسي و وبلاگ خواني با ســرعت
بسيار بالائي مخاطبين خود را پيدا كرده و در امور مختلف بسيار مفيد واقع شده. يكي
از اين موارد كه داراي مخاطبين خاص خود است و در اكثر مــــــــــــوارد بسيار
مفيد و پرمخاطب است امر آموزش در وبلاگ ميباشد. به همين علت اينجانب قصد دارم
به همراه جمعي از دوستان كه اكثرا داراي وبلاگهاي آموزشي و يا سايتهاي آمــوزشي
در امر طراحي و يا برنامه نويسي وب هستند ‚ در اين وبلاگ به تدريس و يا
ارائـــــه مقاله در باب ابزارها و تكنولوژيهاي طراحي وب سايت بپردازيم."
به نظر مياد من همش تو وبلاگ دنبال انجام کارهاي گروهي بودم :--) البته وبلاگ نوشتن من , در حقيقت با ديدن اتفاقي وبلاگ عمو حميد شروع شد که منجر به راه اندازي يک وبلاگ تحت عنوان انجمن طراحان وب گرديد. اولين مطلبي که در اولين وبلاگم نوشتم براي تاريخ سه شنبه، 26 شهريور، 1381 هستش. دوست خوبم , ما اوقات زيادي را در طول اين يک سال و چند روز با هم بوديم . تو دست ساز من هستي , اما هرگز به چشم يک شي مرده به تو نگاه نکردم . اولين سال روز تولدت مبارک باد. |
نوشته شده در ساعت 13:11
ايميل به دوستان
نظر خوانندگان
|
| 2003/12/28 - i |
|
کمي تاپ وبلاگ ميدونم که ميدونيد مردم زلزله زده بم به چه چيزهائي نياز دارند و ............!
تو نمايشگاه elecomp فهميدم که
اينجا يکي از
وبلاگهاي برگزيده در بخش علمي آموزشي مسابقه تاپ وبلاگ شده. راستش خودم که جدا
شوکه شدم . نه از خوشحالي بلکه از تعجب که در بين اينهمه وبلاگ علمي و مخصوصا
آموزشي چه طور وبلاگ w3schoolsir.com تونسته جائي بين
برگزيده ها داشته باشه. مخصوصا که يه چند وقته ديگه زدم تو جاده خاکي و اصلا از
آموزش تو وبلاگ نوشتنم خبري نيست . اصلا نميشه منکر شد که پيروزي تو هر رقابتي
وسوسه انگيزه و من هم از اين قاعده مستثني نيستم. اما اينجا ميخوام که دست به
تبليغ وارونه بزنم يا بهتر بگم که ميخوام حقايقي که قبول دارم و ميدونم که شما هم
قبول داريد رو بنويسم. حالا اصل ماجرا , ميخواستم از همه شما بخوام که تو بخش وبلاگهاي آموزشي به وبلاگ explorer.blogsky.com و يا sar.gardoon.net و يا blog.mojtaba.net که الان تو ليست کانديدها هستن راي بديد. البته اي کاش وبلاگ احسان جاي وبلاگ من کانديد شده بود و يا ميتونستيم به وبلاگ کامود هم راي بديم. حرفه اي ها ميدونن که پژمان تو يه وجب خاک اينترنتش چه چيزهاي ناب و دست اولي مينويسه , اما ديگه نميتونيم بهش راي بديم و يا اينکه سهيل چه طور تو وبلاگش کاملا به آموزشها ي حرفه اي ميپردازه و چه منابع خوبي معرفي ميکنه و نميدونم چرا اسمش نيست و ......! بابا اگر بخوام بنويسم که يه عالمه ميشه. نميدونم با اينهمه وبلاگ توپ , چه طور اين درپيت کانديد شده ؟؟؟؟؟ :--) وضعيت کانديدا هاي بخش اي تي بهتره , البته جاي هيچ شکي نيست جاي حامد بنائي و علي پرورش و جلال روحاني و زهير معصوميان و خيلي هاي ديگه خاليه. ولي خوب بازهم ميشه گفت که انتخابها خوبه. البته مشکل اينجاست که نميشه به يکيشون فقط راي داد. خودتون قضاوت کنيد :
- به يک کليک براي هميشه راي بديم , با اون لينکدوني سر شار از بداعه و نو آوري و اونهمه انرژي و نشاط جواني که تو سطر سطر مطالب وبلاگش ميشه لمس کرد و اصلا مگه ميشه به امير راي نداد ؟ - به گلوريا راي بديم , با اينهمه علاقه و پشتکارش در امر توسعه وبلاگ نويسي و مطالب خوب و آموزنده اش ؟ - به وين بتا راي بديم , با مطالب بسيار جديد و به روز که از معتبر ترين سايتهاي خبري اي تي نقل شده و به بهترين شکل ممکن و با کمترين غلط تکنيکي در اختيار ما قرار ميده ؟ - و يا اينکه به سرگردون راي بديم , وبلاگي که در نوشتن مطالبش بسيار وسواس داره و براي شعور خوانندگانش بسيار ارزش قائل ميشه و ميتوان به جرات گفت که تمام تک پستهاي وبلاگ سرگردون هر کدام مقاله اي کامل و در خور توجه در امر اي تي به حساب مياد ؟ آقايون و خانمهاي مسئول برگزاري مسابقه تاپ وبلاگ , لطفا به همه کانديداهاي گروه اي تي جايزه اول را بدهيد. به خدا سخته انتخاب ! |
نوشته شده در ساعت 14:50
ايميل به دوستان
نظر خوانندگان
|
| 2003/12/27 - i |
|
حالم اصلا خوب نيست امروز حالم اصلا خوب نيست. زلزله و کشته شدن هزاران نفر از همه جا بي خبر , در تمام سنين , بدون گناهي ...... عکس زير هم يکي از خيل عظيم قربانيان است. عکس از مطلب مرگِ ارزان ، ارزانیمان! وبلاگ خوابگرد.
رفع مشکل سرور هوست اينجا و پرشن لرن اونهم بعد از يک هفته ..... ديدن فيلم Unfaithful و يه جور همزاد پنداري وحشتناک با مرد فيلم اونهم به حدي که الان سرم داره ميترکه و تمام 15 دقيقه آخر فيلم رو گريه کردم. هيچ وفت ديدن اين فيلم رو توصيه نميکنم . لحظه اي نيست که صحنه هاي تاثير گذارش از ذهنم نگذرن. هيچ فيلمي تا اين حد روي من تاثير نداشته . بسياري از لحظات فيلم قلبم تو سينه داشت مي ايستاد و دستم مشت ميشد که بزنم تو ما نيتور. آهاي ! چرا بخشيديش ؟ چرا ؟ نه رفتارش اصلا توجيه پذير نبود! دوستش داري ؟ اين دليل نميشه که ببخشي ! يه پسر داريد که دوستش داريد ؟ نه اينهم دليل نميشه که اون رو ببخشي ! به لحظاتي فکر کن که تو آغوش اون با ولع دقايق رو مي بلعيد ! اون لحظه اون نميتونست هم به تو فکر کرده باشه و هم به اون. خداي من اين صحنه هاي فيلم از ذهنم بيرون نميره. اين وبلاگ براي اولين بار داره مستقيما از ذهنم پر ميشه. اگر تو اينجا نمينوشتم حتما ميترکيدم. خداي من ! نميدونم با همسرم اين فيلم رو ببينم و يا اينکه قبح و زشتي اين کار وقتي بروي صفحه تلوزيون بياد از بين ميره و ميشه يه امر عادي. خداي من . هرگز به همسرم خيانت نميکنم. اين رو اينجا مينويسم که هرگز يادم نره. براي اولين بار دارم وبلاگ مينويسم و گريه ميکنم. ازت خواهش ميکنم که اگر روزي کسي را بيشتر از من دوست داشتي , از من جدا شو و بزار برم آنقدر دور که هيچوقت صداي خنده هايت را نشنوم. ازت خواهش ميکنم. - قرار امروز براي کمک به زلزله زده ها. - قرار فردا براي کمک به زلزله زده ها. شک نکنيم که همه کمکهاي ما , حتي به اندازه تمام آنچه داريم تنها ذره اي از غم مردم زلزله زده را تسکين ميدهد. پس وقتي نيست , عجله کنيد. ضمنا به دوست خوبم علي اصغر هنر مند هم تسليت ميگم |
نوشته شده در ساعت 14:12
ايميل به دوستان
نظر خوانندگان
|
| 2003/12/17 - i |
|
افشاي دروغ بزرگ قرن 20 امروز از يکي از ين گروه هاي ياهو يه ايميل برام اومده بود بود که متن جالبي داشت. من نمي دونم راست هست يا دروغ ولي به يه بار خوندنش مي ارزه . شما چي؟ مي دونيد راست هست يا دروغ؟ "در تاريخ 21 جولي سال 1969 مردم سراسر دنيا پاي تلويزيون هاي خود نشسته بودند
تا شاهد عظيم ترين حادثه تاريخ بشر باشند. نيل آرمسترانگ آن را به اين شکل توضيح
داد: يک قدم کوچک براي بشر و يک قدم بزرگ براي بشريت. و با اين حرف در مقابل چشمان
تمام جهان قدم به خاک کره ماه گذاشت. |
نوشته شده در ساعت 14:02
ايميل به دوستان
نظر خوانندگان
|
| 2003/12/14 - i |
|
صدام دستگير شد. ميدونم که به زودي و تا دقايقي ديگر همه دنيا خبر دار شدن ولي از اونجائي که
خودم از اين مرتيکه متنفرم و از شنيدن اين خبر خوشحال شدم , ميخوام به عنوان
يادگاري اين مطلب رو تو وبلاگ بنويسم .
لينکهاي مرتبط در آخر هم آرزو ميکنم که اعدامش کنن تا تلافي تمام جنايتهاش بشه. |
نوشته شده در ساعت 15:29
ايميل به دوستان
نظر خوانندگان
|
|
وبلاگي داشته باشيد که خودش به روز شود ! تو اينترنت آدم بيکار خيلي پيدا ميشه ولي اين يکي ديگه آخرشه. تا حالا خيلي از وبلاگ نويسها به خاطر اينکه ديگه حوصله نوشتن ندارن و يا مطلب
تازه اي براي گفتن پيدا نکردن , در وبلاگشون رو تخته کردن و رفتن دنبال کارشون و
از شر اين پديده اعتياد آور قرن حاضر رهائي پيدا کردن :--) در انتها با آرزوي اينکه خدا يه عقلي به اين بابا بده و يه مقداري هم حوصله به من , توصيه ميکنم که يه وبلاگ به اين روش ثبت کنيد و ببينيد که همزادتون چه چيزهاي باحالي هر روز به جاتون مينويسه. براي حفظ کپي رايت : اول تو لينکدوني سرگردون ديدمش و بعدا هم اينجا. |
نوشته شده در ساعت 14:20
ايميل به دوستان
نظر خوانندگان
|
| 2003/12/11 - i |
|
ايران کجاست؟ همون که همسايه عراقه و ... ! من که گفته بودم اين داداش من ( البته مثل داداش ) اگر بخواد وبلاگ بنويسه با حال مينويسه . اگر باور نداريد اولا که هر روز به وبلاگش سر بزنيد بلکه شازده حال داشته باشه و يه مطلبکي بنويسه دوما اين مطلبش رو که درباره جغرافياي ضعيف اروپائيهاست بخونيد: "صرفنظر از تمام شايعات دايي جان ناپلئوني در مورد جايزه نوبل خانم
شيرين عبادي ؛ اين موضوع حداقل اين خاصيت رو داره که يک روزنامه اروپايي دو صفحه
تمام قد خودش رو به ايران و تهران و معرفي اين کشور اختصاص بده .... شايد اينجوري
کمتر مجبور بشيم به کسايي که از آدم مي پرسن ايران کجاست !! بگيم همسايه عراقه که
آمريکا پارسال بهش حمله کرد ...." |
نوشته شده در ساعت 11:04
ايميل به دوستان
نظر خوانندگان
|
| 2003/12/09 - i |
|
من و MC 60 و بازار ايران
رسيدم خونه . ديدم که با کابل اتصال به کامپيوتر مثل اينکه بايد يه برنامه هم
ميداده. زنگ ميزنم بهش. تو اينترنت ميگردم و مي رسم به صفحه اختصاصي اين گوشي . ميبينم که چقدر لوازم جانبي بايد همراه اين گوشي به خريدار داده بشه که اصلا خيليهاش تو بازار ايران نيست . ( خودتون ببينيد ) . ميبينم که برنامه هاش هم هست . يه 18 مگ و يه 6 مگ. دانلود ميکنم . با هاش منوهاي گوشي رو هم فارسي ميکنم. اينها رو نوشتم که يه خورده به بازار گوشي مو بايل شلم شورباي تهران اشاره کرده باشم و مقايسه کنيد با پشتيباني و فروش اينترنتي همين کالا تو اينترنت توسط اجنبي ها. ايکاش کارت اعتباري داشتم. :--( به مناسبت نزديک شدن به سال نو ميلادي , اين عکس رو که با اين گوشي از يه عروسک بابا نوئل گرفتم تقديم ميکنم به همه مسيحيان کره زمين و بالاخص ايراني هاشون.
|
نوشته شده در ساعت 13:42
ايميل به دوستان
نظر خوانندگان
|
| 2003/12/06 - i |
|
جوابيه آقاي مدير روستا بالاخره متني را آقاي
مدير روستا دبير محترم اولين جشنواره وب , وپ و نشريات الکترونيک در توضيح اتفاقات
اختتاميه و همچنين گله و شکايت از حرکت وبلاگ نويسان نوشتن. اول از همه توصيه
ميکنم که همه بخونن
ضمنا متن کاملش رو هم تو سايت اختصاصي غرفه
ميارم. در آخر به چند نکته مهم اشاره ميکنم : 1 - جاي هيچ ابهام ( و نافهمي ) در اين مورد که دفتر جشنواره قبل و در زمان برگزاري جشنواره از غرفه وبلاگ نويسان حمايت مي کرد نيست و همواره از ايشان در اين مورد سپاس گذاريم . 2 - در متن ياد شده , بازهم آقاي مدير روستا به برخورد توهين آميز آقاي مجري اشاره کرده است و بار اصلي اعتراض ما را بر گردن اين توهين گذاشته است. من قبلا هم گفته ام که توهين اين آقاي مجري علت اصلي اعتراض نبوده بلکه اهميت ندادن به کار وبلاگ نويسان از سوي دفتر جشنواره که خود را متولي اين غرفه و ما را از خودشان مي دانستند علت اصلي اعتراض است. حتي در متن قرات شده نيز مخاطب اصلي آقاي مدير روستا و خانم دکتر اسلامي بوده است . 3 - آقاي مدير روستا از همين حالا از ما براي داشتن غرفه اي در جشنواره آينده دعوت کرده است. نمي دانم شايد دوباره اين کار را کرديم! اما همه چيز بستگي به زمان و اتفاقات آينده دارد. ضمنا از حسن اعتماد مسئولين جشنواره و بالاخص خانم اسلامي و آقاي مدير روستا تشکر ميکنم. 4 - اين آخرين مطلبي هست که من در مورد اين جشنواره و مسائل اتفاق افتاده در آن مينويسيم . من اصلا اهل جارو جنجال نيستم و فکر ميکنم به اندازه کافي مسائل روشن و واضح شده است که ديگر احتياج به نوشتن دوباره نيست. |
نوشته شده در ساعت 09:39
ايميل به دوستان
نظر خوانندگان
|
| 2003/12/05 - i |
|
قدرت وبلاگ را کسي به آن نداده که بخواهد پس بگيرد. متني که آقاي شيرازي تحت عنوان "صحبت با يكي از مديران جشنواره وب" نوشتن رو بخونيد و مورد نقد قرار دهيد. شايد بيشتر جاي بحث داشته باشه . يه چند جاش برام جالب بود که در پرانتز جواب داده ام : 1 - خانم دکتر اسلامي با ايشان تلفني صحبت داشتن (ولي تا حالا - با اينکه هم شماره موبايل من رو دارن و هم منزل رو - با من هيچ تماسي نگرفتن). 2- خانم اسلامي از بي صبري وبلاگ نويسها بسيار ناراضي بود و گفت كه اي كاش بچه ها تا انتها در مراسم مي ماندند و هيچ غرضي در صدا نكردن آنها در ابتداي جشنواره نبود. ( عجبا که من قبل از اعتراض از ايشان پرسيدم که آيا برنامه اي براي تقدير از کار بچه ها هست؟ ايشان گفت که الان و در مراسم اختتاميه هيچي ولي قرار ه که - در يه زمان نا معلوم - تو يه هتل - اونهم بدون حضور ديگران که براي ما از همه مهمتر حضور ديگران بود - و به بهانه انتخاب برنده مسابقه وبلاگها - که هنوز معلوم نشده است - از وبلاگ نويسان تقدير بشه. اين براي من کافي بود که مطمئن بشم که در اعتراض عجله اي ندارم.) 3 - جايزه در نظر گرفته شده براي وبلاگ نويسها از كل جوايز در نظر گرفته شده براي سايتها نيز بيشتر بود و از سكه هاي طلا و همچنين حواله هاي كامپيوتر كه توسط اسپانسرها تامين شده بود صحبت كرد. ( پس بايد يه وانت مي گرفتيم :--) ) 4 - ايشان گفتند كه همچنان علاقمند به اختصاص غرفه اي به بلاگنويسان هستند البته در سال آينده شكل و مديريت غرفه به شكل ديگري خواهد بود و همچنين سوال كردم كه با توجه به جو فعلي و احتمال عدم استقبال و حتي تحريم جشنواره توسط وبلاگ نويسها آينده غرفه وبلاگ نويسها چگونه خواهد بود و ايشان گفتند كه غرفه اي اختصاص داده خواهد شد و در صورت برخورد قهر آميز قطعا خود وبلاگ نويسها متضرر اصلي خواهند بود. ( ببينيم اگر غير از وبلاگ نويسان متصدي اجراء باشند بازهم اينقدر استقبال ميشه؟ ضمنا آن که متضرر شد و از انعکاس خبر ها هم معلومه ما نيستم بلکه شما هستيد و جالب اينکه اگر فقط کمي منصف بوديد و اينگونه بي انصافي در حق ما نمي کرديد مطمئنا الان شاهد تقديري به اين گستردگي جاي اين انتقادها بوديم . ) 5- آقاي شيرازي مي گويد : حقيقتي وجود دارد كه من و البته بسياري ديگر ( مثلا چه کساني ؟ ) به آن اعتقاد دارند و آن بازخورد منفي اين حركت وبلاگنويسها در نزد مسئولين است.شكي نيست كه نماينده فلان سازمان و اداره اين حركت وبلاگ نويسها را پاي قدرت يا بزرگي و يا هر چيز مثبت ديگري نميگذارد و اين حقيقتي است كه حمايتهاي دولتي نقش مثبتي در اين زمينه خواهد داشت . (و اما اين بخش از حرفهاي خود آقاي شيرازي که دعوت به همرنگ جماعت شدن دارد که من نميدانم چه ربطي به کار ما داشت و يا اينکه مگر ما احتياج به حمايت داشتيم و يا اينکه مگر ما از عهده کار بر نيا مديم ؟ ضمنا خود شما هم مي دانيد که قدرت وبلاگ متعلق به خودش در اين دنياي مجازي اينترنت است و کسي اين قدرت را به او نداده که بخواهد پس بگيرد و يا بيشتر کند. شما که از خودمان هستي آقاي شيرازي ! ) 6 - آقاي شيرازي مي گويد : كار بزرگ و ستايش برانگيزي كه اقاي اروج زاده در مورد مسابقه وبلاگها انجام دادند. ( از اين جمله "كار بزرگ و ستايش برانگيزي كه اقاي اروج زاده در مورد مسابقه وبلاگها انجام دادند ..." نشان ميدهد که هميشه آقاي عروج زاده ( و بعضا درخشان ) بايد کاري کنند که قبل و بعدش از آنها حمايت شود؟ آقاي شيرازي عزيز , با تمام احترامي که براي شما و آقاي عروج زاده و درخشان قائل هستم اما نمي توانم دلخوري خود را از عدم حمايت شما دوستان در زمان تدارک اين کار و همچنين عدم انعکاس مناسب شما در باره اهميت و بزرگي اين کار - حتي بسيار بيشتر از مسابقه وبلاگها که تنها در جمع وبلاگ نويسان انعکاس دارد و نه در يک جمع همگاني علاقه مند به وب - پنهان کنم.) ضمنا مصاحبه اي که با ايسنا در باره مراسم اختتاميه داشتم بخونيد. |
نوشته شده در ساعت 19:52
ايميل به دوستان
نظر خوانندگان
|
| 2003/12/04 - i |
|
غرفه وبلاگ نويسان , به هدف خود رسيد اينکه در روز اختتاميه چه گذشت را نوشته ام , .... :--( . اينکه جامعه وبلاگ نويسان ايران در اولين حضور
رسمي خود در جمع فعالان وب به چه موفقيتهائي دست پيدا کرد بر هيچ کس پوشيده
نمانده است . اينکه غرفه وبلاگ نويسان بهترين غرفه در جمع غرفه هاي بزرگان وب ايران
بود يک واقعييت است. اينکه اين غرفه 150 متر مربعي رو در بهترين نقطه سالن
دفتر جشنواره بعد از پيشنهاد من به صورت رايگان در اختيار ما قرار دادند
رو همه بارها از زبان من شنيده اند. اينکه بچه ها شب قبل از افتتاحيه تا ساعت 4
صبح به خاطر بي برنامه بودن تحويل سالن بيدار بودن و با چنگ و دندون يه غرفه تک
ديواري رو به اون غرفه کامل و بي نظير تبديل کردند فقط براي هدف مشترکمون
بود. اگر به ما گواهي حضور در جشنواره نداديد , اگر به
ما هيچ ديپلم افتخاري نداديد , اگر به ما هيچ تنديس "تريني" نداديد آيا خودتان هم
نمي توانستيد از آقاي مظفري که براي پر کردن وقت سخنراني مي کرد اجازه
بگيريد و کمي از حرکت مثبت غرفه وبلاگ نويسان ياد کنيد؟ فقط ياد کنيد
............. فقط نام ببريد .................. فقط همين. احسان ,
امير ,
نيما و سامان , نيما نقاش , حسين ,
داريوش ,
محسن ,
علي ,
محمد , و تمام بچه هائي که تو کارهاي
غرفه ما رو ياري کرديد و مخصوصا سعيد طباطبائي عزيز و بچه هاي گروه
والس همگي خستگي نباشيد و بدانيد که
همين روزهاي کوتاه به شما عادت کردم. |
نوشته شده در ساعت 15:52
ايميل به دوستان
نظر خوانندگان
|
| نقل از مطالب اين سايت با ذكر منبع مجاز ميباشد |






چند
وقتي ميشه که يه گوشي
